+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت
21:55 |
وقتي سارا دخترك هشت سالهاي بود، شنيد كه پدر و مادرش درباره برادر كوچكترش صحبت ميكنند. فهميد كه برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي كارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد كه پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه ميتواند پسرمان را نجات دهد.
سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت قلك كوچكش را در آورد. قلك را شكست، سكهها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط پنج دلار!
بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند كوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار كشيد تا داروساز به او توجه كند ولي داروساز سرش شلوغتر از آن بودكه متوجه بچهاي هشت ساله شود.
دخترك پاهايش را به هم ميزد و سرفه ميكرد ولي داروساز توجهي نميكرد. بالاخره حوصله سارا سر رفت و سكهها را محكم روي شيشه پيشخوان ريخت.
داروساز جا خورد، رو به دخترك كرد و گفت: چه ميخواهي؟
دخترك جواب داد: برادرم خيلي مريض است، ميخواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!
دخترك توضيح داد: برادر كوچك من، داخل سرش چيزي رفته و بابايم ميگويد كه فقط معجزه مي تواند او را نجات دهد. من ميخواهم معجزه بخرم، قيمتش چند است؟!
داروساز گفت: متأسفم دختر جان، ولي ما اينجا معجزه نميفروشيم.
چشمان دخترك پر از اشك شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من كجا ميتوانم معجزه بخرم؟
مردي كه گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترك پرسيد چقدر پول داري؟
دخترك پولها را كف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندي زد و گفت: آه چه جالب، فكر ميكنم اين پول براي خريد معجزه برادرت كافي باشد!
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من ميخواهم برادر و والدينت را ببينم، فكر ميكنم معجزه برادرت پيش من باشد.
آن مرد دكتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيكاگو بود.
فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرك با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
پس از جراحي، پدر نزد دكتر رفت و گفت: از شما متشكرم، نجات پسرم يك معجزه واقعي بود. ميخواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت كنم؟
دكتر لبخندي زد و گفت: فقط پنج دلار
سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت قلك كوچكش را در آورد. قلك را شكست، سكهها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط پنج دلار!
بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند كوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار كشيد تا داروساز به او توجه كند ولي داروساز سرش شلوغتر از آن بودكه متوجه بچهاي هشت ساله شود.
دخترك پاهايش را به هم ميزد و سرفه ميكرد ولي داروساز توجهي نميكرد. بالاخره حوصله سارا سر رفت و سكهها را محكم روي شيشه پيشخوان ريخت.
داروساز جا خورد، رو به دخترك كرد و گفت: چه ميخواهي؟
دخترك جواب داد: برادرم خيلي مريض است، ميخواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!
دخترك توضيح داد: برادر كوچك من، داخل سرش چيزي رفته و بابايم ميگويد كه فقط معجزه مي تواند او را نجات دهد. من ميخواهم معجزه بخرم، قيمتش چند است؟!
داروساز گفت: متأسفم دختر جان، ولي ما اينجا معجزه نميفروشيم.
چشمان دخترك پر از اشك شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من كجا ميتوانم معجزه بخرم؟
مردي كه گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترك پرسيد چقدر پول داري؟
دخترك پولها را كف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندي زد و گفت: آه چه جالب، فكر ميكنم اين پول براي خريد معجزه برادرت كافي باشد!
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من ميخواهم برادر و والدينت را ببينم، فكر ميكنم معجزه برادرت پيش من باشد.
آن مرد دكتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيكاگو بود.
فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرك با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
پس از جراحي، پدر نزد دكتر رفت و گفت: از شما متشكرم، نجات پسرم يك معجزه واقعي بود. ميخواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت كنم؟
دكتر لبخندي زد و گفت: فقط پنج دلار
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت
4:8 |
مرد جواني آخرين روزهاي دانشگاه را سپري مي كرد وبه زودي فارغ التحصيل مي شد.چندين ماه بودكه يك اتومبيل اسپورت بسيار زيبا چشمش را گرفته بود. از آنجايي كه مي دانست پدرش به راحتي قدرت خريد آن ماشين را دارد به او گفت كه داشتن اين اتومبيل همه آرزوي اوست .با نزديك شدن يه روز فارغ التحصيلي مرد جوان دائما به دنبال علايمي حاكي از خريد ماشين بود . بالاخره در صبح روز فارغ التحصيلي پدر اورا به اتاق خود فرا خواند وبه اوگفت كه چقدر از داشتن چنين فرزندي به خود مي بالد وچقدر او را دوست دارد. سپس هديه اي را كه بسيار زيبا پيچيده بود به دست او داد. مرد جوان كنجكاو والبته با نوعي احساس نا اميدي هديه را كه يك انجيل جلد چرمي دوست داشتني بود باز كرد . با ديدن هديه مرد جوان از كوره در رفت صدايش را بلند كرد وبا عصبانيت گفت : با اين همه پولي كه داري فقط يك انجيل به من مي دهي ؟ ومانند گردبادي خشمگين خانه را ترك گفت وانجيل مقدس را در آنجا باقي گذاشت . سالهاي بسياري گذشت ومردجوان موفقيت هاي بسياري در راه تجارت كسب كرد . در همين سالها تلگرامي با اين مضنون دريافت كرد كه پدرش درگذشته وهمه دارايي خود را به او واگذار كرده است واو بايد هرچه زودتر به خانه پدري رفته وبه امور رسيدگي كند . اوپدرش را از روز صبح بعد از فارغ التحصيلي نديده بود . وقتي به خانه پدري رسيد ناگهان غم وپشيماني بردلش نشست . به بررسي اوراق بهادار پدر پرداخت ودر ميان آنها انجيلي را كه هنوز به همان نويي همان طور كه او آن را سالها پيش باقي گذاشته بود پيدا كرد در حالي كه قطرات اشك به روي گونه هايش سرازير شده بود كتاب مقدس را باز كرد وبه ورق زدن پرداخت در حالي كه مشغول خواندن آيه هاي آن بود ناگهان يك سوييچ اتومبيل كه در پاكتي در پشت آن قرار داشت به زمين افتاد روي آن نام طرف معامله نوشته شده بود واين نام مالك اتومبيل اسپورت مورد علاقه او بود همچنين روي ان تاريخ روز فارغ التحصيلي او واين لغات درج شده بود به طور كامل پرداخت گرديد
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت
4:4 |
![]()
رقص در مولن دلا گالت، معروفترین اثر پیر آگوست رنوار نقاش امپرسیونیست فرانسوی
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت
4:0 |
گفته هاي علي لاريجاني، مترجمين سازمان ملل و خوانندگان نشريات اروپايي را دچار سرگيجه مفرط تاريخي كرد.
علی لاریجانی: " با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند ".ترجمه نیوزویک:علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.
ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس:علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.
ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته:علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت
3:40 |
سخنرانی بینظیر جی کی رولینگ: مزایای جانبی شکست و اهمیت تخیل
جی کی رولینگ، خالق سری کتابهای هری پاتر،در نشست سالانه فارغالتحصیلان هاروارد سخنرانی بسیار جالبی کرده است. متن و فایل صوتی و تصویری این سخنرانی در مجله هاروارد منتشر شده است. فایل صوتی را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
http://www.4shared.com/file/50430920/f8ccedda/RH32kbs.html
متن فارسی:
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت
4:6 |

Intrusion
by Oscar de la Renta for Women 1.7 oz Eau de Parfum Spray
$31.99
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت
3:27 |
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت
2:59 |
| سازمان غذا و داروي آمريكا هشدار داد: مصرف آمالگام در پر کردن دندان براي زنان باردار و كودكان خطرناك است | |
رسانههاي آمريكا به نقل از سازمان غذا و داروي آمريكا اعلام كردند كه استفاده از مواد نقرهاي پركننده دندان ميتواند براي سلامتي مضر باشد. به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، استفاده از اين ماده موسوم به آمالگام كه حاوي جيوه است، ممكن است براي زنان باردار و كودكان خردسال خطراتي در پي داشته باشد و سلامت آنها را تهديد كند. در گذشته قانونگذاران اين كشور به زنان باردار نسبت به مصرف نوعي ماهي خاص كه حاوي مقادير زيادي جيوه است هشدار داده بودند، اما سازمان غذا و داروي آمريكا به تازگي اعلام كرده است كه جيوه موجود در مواد پركننده دندان نيز مي تواند براي مغز جنين در حال رشد و يا حتي كودكاني كه در سن رشد هستند خطرناك باشد. اين سازمان موارد هشدار و احتياط در اين زمينه را در وب سايت خود منتشر كرده و اميدوار است كه بتواند ممنوعيت استفاده از اين ماده را به سطح قانوني برساند. لازم به يادآوري است كه اين هشدار براي تمام افراد نيست تا اين لحظه تنها به دو گروه نامبرده مربوط مي شود چرا كه اين دو گروه در هر صورت بايد تماس با جيوه را حتي در قالب پرهيز از مصرف غذاهاي دريايي كه حاوي جيوه زياد هستند،محدود كنند. در هشدار سازمان غذا و داروي آمريكا آمده است: مواد پركننده دندان حاوي جيوه هستند كه ممكن است تاثيرات سمي عصبي روي دستگاه عصبي در حال رشد در كودكان و جنين داشته باشند. با اين وجود سازمان فوق توصيه نميكند كه پركردگيهاي قبلي تخليه شوند. مواد پركننده دندان كه نقرهاي رنگ هستند نزديك به صدها سال است كه از سوي دندانپزشكان براي پركردن حفرههاي تخليه شده از پوسيدگيها در دندانها استفاده ميشوند. سازمان غذا و داروي آمريكا هنوز در حال مطالعات بيشتر است تا دريابد با توجه به اينكه با انجام اعمالي چون جويدن يا مسواك زدن مقادير بسيار اندكي جيوه در بدن آزاد ميشود، آيا اين مقدار هم ميتواند باعث بروز اختلالات عصبي يا مشكلات ديگري در اطفال شود. از سوي ديگر، يك ماده ديگر تحت عنوان كامپوزيتهاي صمغي هم رنگ دندان وجود دارد كه عاري از جيوه است و مطالعات قبلي نشان داده است: اين ماده كه درعين حال براي پر كردن پوسيدگيها به كار ميرود، مشكلات و اختلالات مغزي فوق الذكر را برجاي نميگذارد. با اين وجود به دليل دردسترس داشتن انبوهي از مطالعات و تحقيقات در اين زمينه و گاهي نيز ضد و نقيض بودن نتايج اين تحقيقات، انجام آزمايشات بيشتر با نتايج قطعي تر در اين خصوص مورد نياز است تا تاثيرات احتمالي اين مواد بويژه آمالگام روي جنين و كودكان زير شش سال بيشتر ودقيق تر بررسي شود. | |
| منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران - ايسنا | |
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت
23:22 |


