تبليغاتX
یادداشت روزانه
مارگرت اتوود، برنده جایزه اصلی ادبیات اسپانیا
 
جوايز- همشهری آنلاین:
نویسنده کانادایی، مارگرت آتوود، چهارشنبه 25 ژوئن (5 تیر) معتبرترین جایزه ادبی اسپانیا را دریافت کرد

به گزارش خبرگزاری فرانسه از مادرید هیات داوران "جایزه ادبی شاهزاده آستوریاس"، اتوود را یکی از برجسته‌ترین صداها در ادبیات تخیلی معاصر نامید.

هیات داوران جایزه اعلام کرد: "مارگرت اتوود در رمان‌هایش دیدگاهی انتقادی با تعهد سیاسی از جهان و جامعه معاصر ارائه می‌دهد، و در همان حال حساسیتی فوق‌‌‌العاده را در مجموعه آثار فراوان شاعرانه‌‌اش بروز می‌دهد، گونه‌ای ادبی که او با مهارت بسیار آن را می‌پروراند."

اتوود، 68 ساله، با پیشی‌جستن بر 32 نامزد دیگر از 24 کشور، از جمله یان مک‌اوان از انگلیس، برنده این جایزه 50000 یورویی شد و در ماه اکتبر آن را از ولیعهد اسپانیا دریافت خواهد کرد.

مارگرت آتوود شاعر، رمان‌نویس، منتقدادبی اهل کانادا  در سال 2000 جایزه بوکر انگلیس را برای کتاب "قاتل کور" و در سال 1985 جایزه آرتور سی کلارک را برای داستان‌های علمی‌- تخیلی را برای کتاب "قصه مستخدمه" دریافت کرد. اقتباس سینمایی قصه مستخدمه بعدها در سال 1990 با شرکت رابرت دووال و ناتاشا ریچاردسون ساخته شد.

بنیاد آستوریاس سالانه هشت جایزه در زمینه ارتباطات و علوم انسانی، پژوهش علمی و فنی، علوم اجتماعی، هنرها، ادبیات، همکاری بین‌المللی، تفاهم بین‌المللی و ورزش را اهدا می‌کند.

پنج جایزه دیگر سال 2008 پیش از این اعلام شد‌ه‌اند.

جایزه هنرهای امسال به ارکستر جوانان و کودکان ونزوئلا اهدا شد و جایزه همکاری بین‌المللی میان چهار مرکز پژوهشی مالاریا در آفریقا تقسیم شد.

جایزه برای پژوهش علمی و فنی به دو دانشمند ژاپنی و سه دانشمند آمریکایی برای کارشان در زمینه نانوتکنولوژی اهدا شد، و شرکت معظم جستجوی اینترنتی، گوگل، جایزه برای ارتباطات و علوم انسانی را برنده شد.

فیلسوف فرانسوی بلغاری‌تبار تزوتان تودوروف نیز هفته گذشته برنده جایزه علوم اجتماعی شد.

تاریخ درج: 7 تیر 1387 ساعت 00:07 تاریخ تایید: 7 تیر 1387 ساعت 01:02 تاریخ به روز رسانی: 7 تیر 1387 ساعت 01:01  
     
  
 
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 3:30 |

 

 

شعر « آزار » اثر سيمين بهبهاني:

يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم



جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني :

 يارت شوم ، يارت شوم ، هر چند آزارم کني
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کني
بر من پسندي گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بيمارم کني
گر رانيم از کوي خود ، ور باز خواني سوي خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بيمارم کني
من طاير پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کني
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
يار من دلداده شو ، تا با بلا يارم کني
ما را چو کردي امتحان ، ناچار گردي مهربان
رحم آخر اي آرام جان ، بر اين دل زارم کني
گر حال دشنامم دهي ، روز دگر جانم دهي
کامم دهي ، کامم دهي ، الطاف بسيارم کني



جواب سيمين بهبهاني به ابراهيم صهبا :

گفتي شفا بخشم تو را ، وز عشق بيمارت کنم
يعني به خود دشمن شوم ، با خويشتن يارت کنم؟
گفتي که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابي مبارک ديده اي ، ترسم که بيدارت کنم



جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني:

ديگر اگر عريان شوي ، چون شاخه اي لرزان شوي
در اشکها غلتان شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر باز هم يارم شوي ، شمع شب تارم شوي
شادان ز ديدارم شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر محرم رازم شوي ، بشکسته چون سازم شوي
تنها گل نازم شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر باز گردي از خطا ، دنبالم آيي هر کجا
اي سنگدل ، اي بي وفا ، ديگر نمي خواهم تو را



جواب رند تبريزي به سيمين بهبهاني و ابراهيم صهبا :

صهباي من زيباي من ، سيمين تو را دلدار نيست
وز شعر او غمگين مشو ، کو در جهان بيدار نيست
گر عاشق و دلداده اي ، فارغ شو از عشقي چنين
کان يار شهر آشوب تو ، در عالم هشيار نيست
صهباي من غمگين مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سراي بي کسان ، سيمين تو را غمخوار نيست
سيمين تو را گويم سخن ، کاتش به دلها مي زني
دل را شکستن راحت و زيبنده ي اشعار نيست
با عشوه گرداني سخن ، هم فتنه در عالم کني
بي پرده مي گويم تو را ، اين خود مگر آزار نيست؟
دشمن به جان خود شدي ، کز عشق او لرزان شدي
زيرا که عشقي اينچنين ، سوداي هر بازار نيست
صهبا بيا ميخانه ام ، گر راند از کوي وصال
چون رند تبريزي دلش ، بيگانه ي خمار نيست

 




با تشکر از نازلی عزیز

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 23:33 |

شعرى از پابلو نرودا

ترجمه از احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

 به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .، 

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 21:53 |

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 7:48 |
 

با تشکر از حسام عزیز:

لوگوی گوگل در دست شما !

ابتدا به سایت زیر رفته سپس درون کادر اسم انتخابی خود را بنویسید حالا لوگو اسم انتخابی شماست .

http://googlealive.com


+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 12:42 |

در حاشیه انتخاب دختر شایسته جهان

 شهره نیک پور که  به عنوان دختر شایسته ی سال 1354 انتخاب شده بود

 در مسابقات جهانی دختر شایسته نیز ، نفر اول شد و لقب دختر شایسته ی جهان را به خود

اختصاص داد

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 2:24 |

:: جـــاده ::

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي
را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در
گرفت و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش
رسيد كه ميگفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا
و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست
ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هيچ
ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه
بايد ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر
آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ . من همه ى اينها
را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى
ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود
بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى
احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه
چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى
باشد يا چهار باندى ؟؟!!

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 4:47 |
    

Miss Universe 2008

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 2:14 |
 

 

مدل جدید کفش NIKE


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 14:31 |

 

شاملو:

 

عیب کار اینجاست

 که من "آنچه هستم "را

با آنچه باید باشم اشتباه میکنم.

خیال میکنم آنچه باید باشم هستم

درحالیکه آنچه هستم نباید باشم !!!!!!

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 12:48 |