تبليغاتX
یادداشت روزانه
 

"America's Next Top Model."

Samantha poses with her eyes in the "Fierce Eyes" challenge on Cycle 11 of "America's Next Top Model."The CW/Nigel Barker/Pottle Productions Inc. - Thursday, September, 25, 2008, 6:25 PM
 
Analeigh poses with her eyes in the "Fierce Eyes" challenge on Cycle 11 of "America's Next Top Model."The CW/Nigel Barker/Pottle Productions Inc. - Thursday, September, 25, 2008, 6:25 PM
 
McKey poses with her eyes in the "Fierce Eyes" challenge on Cycle 11 of "America's Next Top Model."The CW/Nigel Barker/Pottle Productions Inc. - Thursday, September, 25, 2008, 6:25 PM
 
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 13:50 |

Gucci by Gucci Eau de Parfum

80.00-100


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 21:25 |

 


خوشبختی

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد

 ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است


زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند
( مونتسکیو)

خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است
و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند
( گوته)

من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد
همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد
( ابراهام لینکلن)

برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از
لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست
( ارتور شوپنهاور)

غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است
که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست
( موریس متر لینگ)

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم
دیگران را از آن بر خوردار کنیم
( کارمن سیلوا)

خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید
من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید
( درایدن)

بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند
مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید
( لناو)

انسان در اغوش خوشبختی ،خوشبختی را جستجو میکند
( دشتی)

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند
خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است
( اندره موروا)

یکی از راههای خوشبختی این است که
شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشی
( هرشل)

به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است
اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است
( لوسیا)

انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود
( ساموئل اسمایلز)

به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید
( ساچل پیچ)

خوشبختی چیزی نیست که ان را حس کنیم فقط باید ان را به یاد بیاوریم
( اوسکارو ایلد)

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد
بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد
( ویلیام شکسپیر


 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 18:8 |

بد نیست بفهمیم ببینیم چند درصد افراد گروه روانی هستند  

یک تست روانشناسی

سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید و یک تست روانشانی است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند :


یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است
و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد .

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به ادامه مطلب مراجعه کنید.
.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 17:26 |

 

نکته ای از انجیل

او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

در Malachi آیه 3:3 آمده است:

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل  خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‌دانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.

همان هفته با یک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.

وقتی طرز کار نقره کار را تماشا می‌کرد، دید که او قطعه‌ای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصی‌های آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته می‌شویم. بعد دوباره به این آیه که می‌گفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظه‌ای  سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا می‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

اگر امروز داغی آنش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.

این مطلب را منتقل کنید. همین حالا کسی محتاج این است تا بداند که خدا در حال نگریستن به اوستـ و او در حال گذراندن هر شرایطی که باشد، در نهایت فردی بهتر خواهد بود.

 

 

«زندگی چون یک سکه است. تو می‌توانی آن را هر طور که بخواهی خرج کنی، اما فقط یک بار.»

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:49 |

 

Bush, Chirac and Ahmadinejad die and arrive in hell.  
The devil sees their faces and asks: 'why are you so depressed?'
Bush says 'I left USA so fast, I did not have time to kiss my family and say good bye, I wish I could call the States' 
The devil gives him a phone, Bush calls home, talks with his family, gives a couple of instructions to Condie Rice...   
When he's finished, the devil asks for 2 million USD, Bush says: 'What? 2 million bucks? I only spoke for 10 minutes that's insane'. 
The devil answers 'but you are in hell man, that's some distance call!'
Chirac then tells the devil: if Bush could call the USA , I want to call France ! and so he did. when he is finished, devil asks for 3 million Euros. Chirac is shocked: 'what? 3 million Euros for 15 minutes talk?', 'well you call from hell...' answers the devil.
Finally Ahmadinejad asks for the telephone to call Iran , he starts to speak and speak and speak for 5 hours. When he is finished, he asks: 'how much do I pay?'
Devil says '5 Touman'.
'Only five Touman for 5 hours?' protest Bush and Chirac. 
'Well'... says the Devil, 'that's local call..

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:30 |
          

        نگاهت رو عوض كن

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب
هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را
نگريست. بعد واتسون را بيدار کرد و گفت: "نگاهي به بالا بينداز و به من
بگو چه مي بيني؟" واتسون گفت:"ميليون ها ستاره مي بينم".هلمز گفت: "چه
نتيجه اي مي گيري؟". واتسون گفت: "از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که
خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از لحاظ ستاره شناسي
نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري ست، پس بايد اوايل تابستان باشد. از
لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است، پس بايد ساعت حدود
سه نيمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدري فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقي
بيش نيستي! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را
دزديده اند

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:7 |

 

 نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهانی :

 Here's a petition to UN ; if you think you would want to sign it could you please do it ..
The Petition is self-explanatory, please distribute worldwide, it is important to show all different places that this celebration takes place..
 
'Norouz - New Day on UN Calendars'
 
hosted on the web by our free online petition service, at:  
 
http://www.PetitionOnline.com/Norouz/

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت 9:38 |

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 0:29 |
فارس گزارش مي‌دهد؛

 بازتاب‌ اهداي گنكور به يك نويسنده افغان در رسانه‌هاي جهان :

 اهداي جايزه ادبي «گنكور» سال 2008 به «عتيق رحيمي» نويسنده 46 ساله افغاني ساكن فرانسه بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي فرانسوي و همچنين انگليسي‌زبان داشت. به گزارش خبرگزاري فارس، روزنامه‌هاي و رسانه‌هاي ادبي سراسر جهان خبر اهداي معتبرترين و معروف‌ترين جايزه ادبي كشور فرانسه، گنكور سال 2008 به «عتيق رحيمي» نويسنده افغان را پوشش دادند. مليت افغاني «عتيق رحيمي» در تيتر بيشتر اين رسانه‌هاي ادبي منعكس شده است و اين موضوع موجب شگفتي رسانه‌هاي ادبي جهان شده است. روزنامه‌ها و خبرگزاريي‌هايي چون نيويورك‌تايمز، گاردين، اينديپندنت، رويترز، خبرگزاري فرانسه، تلويزيون بي‌بي‌سي، شبكه‌هاي تلويزيوني فرانسه، لوموند، ليبراسيون، نوول‌ابزرواتور، لوفيگارو، مگزين ليته‌رر، شبكه سي‌بي‌سي و پرس تي‌وي ايران خبر اهداي جايزه گنكور به عتيق رحيمي براي رمان «سنگ صبور» را منعكس كردند. عتيق رحيمي افغاني در حالي جايزه گنكور فرانسه را از آن خود كرد كه سه رقيب وي در ليست نامزدان نهايي اين جايزه فرانسوي بودند و از تسلط بيشتري به زبان فرانسه برخوردار بودند. منتقدان فرانسوي معتقدند كه موجي از نويسندگان فرانسوي‌زبان اما خارجي در اين كشور به راه افتاده كه ادبياتشان از نويسندگان خود فرانسه قوي‌تر است. جاناتان ليتل نويسنده برنده جايزه گنكور سال 2006 و همچنين نگاهي به برندگان سال‌هاي گذشته جوايز گنكور، فمينا، مديسي و رونودو اين ادعاي منتقدان فرانسوي را تا حدي روشن‌تر مي‌كند. عتيق رحيمي همچنين نخستين نويسنده افغاني است كه جايزه معتبر گنكور را نصيب خود كرده است. روزنامه نيويورك‌تايمز با انتشار خبر اهداي جايزه گنكور نوشت: «عنوان كتاب آقاي رحيمي استعاره‌اي از زندگي رنج‌آلود و سخت امروز كشور افغانستان است.» اين روزنامه همچنين درباره رمان «سنگ صبور» نوشته عتيق رحيمي نوشت: «اين رمان در كشوري شبيه افغانستان مي‌گذرد و ماجراي زني است كه همسرش پس از مجروح شدن در جنگ فلج شده است.» روزنامه گاردين نيز با انتشار مقاله‌اي درباره عتيق رحيمي و خبر اهداي گنكور به وي به اين نكته اشاره كرده كه با اهداي جايزه نوبل ادبيات سال 2008 به لوكلزيو دوباره نگاه رسانه‌هاي ادبي دنيا به جايزه گنكور دقيق‌تر شده است. اين روزنامه معتقد است كه اهداي جايزه گنكور به رحيمي فروش كتاب «سنگ صبور» وي را در كتابفروشي‌هاي فرانسه به شدت افزايش مي‌دهد اما مي‌نويسد: «با اين حال رمان جديد لوكلزيو با نام «شعر گرسنگي» هنوز در رتبه اول فروش رمان‌هاي امروز كتابفروشي‌هاي فرانسه است.» بي‌بي‌سي نيز به مناسبت اهداي گنكور به رحيمي با وي گفت‌وگوي كوتاهي انجام داده است و از وي نقل‌وقول آورده است: «من درباره زنان افغان و تمام زنان دنيا مي‌نويسم.» بي‌بي‌سي همچنين در مطلب خود نوشته كه «كريستين آلبانل» وزير فرهنگ كشور فرانسه پس از اعلام اين خبر، به عتيق رحيمي تبريك گفت و رمان «سنگ صبور» وي را رماني «هوشيارانه و زنده» توصيف كرد. عتيق رحيمي همچنين در ادامه حرف‌هاي خود به بي‌بي‌سي گفت: «زنان افغاني مثل همه زنان دنيا آرزو، رويا، اميد، قدرت و ضعف‌هاي متعددي دارند و نبايد آن‌ها را از بقيه زنان دنيا متمايز كرد.» شبكه سي‌بي‌سي نيز از قول رحيمي نوشته است: «به زبان فرانسه روي آوردم چون آزادي بيشتري در نوشتن به من مي‌داد.» رحيمي همچنين در اين باره گفته است: «وقتي ريشه‌هايم، زبانم، اصالتم را پيدا كردم ديگر سخت بود كه به فارسي بنويسم. به افغانستان بازگشتم و مدام مي‌خواستم سئوال بپرسم و درباره تابوهاي مردم كشورم مطلع شوم اما زبان مادري‌ام اين امكان را به من نمي‌داد.» رحيمي از اين جهت نمي‌تواند ديگر به فارسي بنويسد، چون زبان فارسي را مي‌پرستد و وقتي به فارسي مي‌نويسد احساسات بر او غلبه مي‌كنند و به همين خاطر به زبان فرانسه روي آورده است. شبكه دوم تلويزيون فرانسه نيز پس از اعلام اين خبر با عتيق رحيمي گفت‌وگو كرد. رحيمي در اين گفت‌وگو گفت: «در ابتدا زن قهرمان رمان من مي‌خواست شوهرش را به زندگي بازگرداند اما در ادامه درباره خودش و رنج‌هايش حرف مي‌زند و از رازهايش مي‌گويد و كم كم شوهرش را به سنگ صبور خود تبديل مي‌كند.» عتيق رحيمي در خانواده‌اي ليبرال بزرگ شده و در نوجواني به دبيرستان فرانسوي‌زبانان شهر كابل رفته است. وي همزمان با كودتاي افغانستان و دستگيري پدر و عمويش به نويسندگي روي آورد و شروع به نوشتن كرد. پس از آزادي پدر رحيمي از زندان، خانواده وي به قصد مهاجرت به هند وطن خود را ترك گفتند اما عتيق رحيمي تا پس از كودتا موفق نشد به آن‌ها بپيوندد. وي در اين زمان در معدني در افغانستان كار مي‌كرد و سپس بعدها با الهام از اين دوره از زندگي خود نخستين رمان خود را به زبان فارسي به نام «خاك و خاكسترها» منتشر كرد. رحيمي با ناآرام شدن فضاي سياسي كشورش به پاكستان رفت و سپس عازم فرانسه شد و پناهندگي سياسي گرفت و در دانشگاه سوربن پاريس مشغول به تحصيل شد. رحيمي در نهايت در اين دانشگاه از رشته علوم ارتباطات راديويي دكترا گرفت. وي سپس با مرگ يكي از دوستان نزديكش در جنگ افغانستان بسيار تحت تاثير قرار گرفت و با الهام از دوران كار در معدن و مرگ دوست خود رمان «خاك و خاكسترها» را نوشت. وي چهار سال بعد فيلمي بر اساس اين رمان ساخت كه مورد توجه بخش تماشاگران جشنواره بين‌المللي كن فرانسه قرار گرفت. وي همچنين پس از رمان «خاك و خاكسترها» دو رمان به نام‌هاي «هزاران خانه‌ي رويا و وحشت» و همچنين «بازگشت خيالي» را منتشر كرد و نخستين رمان فرانسوي خود را با نام «سنگ صبور» چندي پيش منتشر كرد. رمان «سنگ صبور» با گذشت چند ماه از شروع انتشار آن با فروش خوبي در كشور فرانسه روبه‌رو بوده است. انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 0:18 |