تبليغاتX
یادداشت روزانه
 

این خانه قشنگ است

 

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست


آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی
طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان

 موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

 
دکتر خسرو فرشید ورد
 
 





+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 4:42 |
لوچیانو پاواروتی (زادهٔ شنبه ۱۲ اکتبر ۱۹۳۵ در مودناایتالیا - مرگ صبح پنجشنبه ۶ سپتامبر ۲۰۰۷ در مودناایتالیا) ، از خوانندههای تنور بسیار مشهور اپرا بود. پدرش یک خواننده آماتور ارتش موسولینی و یک نانوا بود . او در جوانی عاشق فوتبال و یکی از اعضای تیم فوتبال شهر بود. بعد از سالها تمرین صدا و نمایشهای آماتوری ، با پدرش برای شرکت در مسابقات بین المللی لینگلین به شهر والس رفت و موفق به کسب جایزه اول این مسابقه گردید و این مقدمهای شد که اولین نقش حرفهایاش را سال ۱۹۶۱ با عنوان رودولفواپرای خواننده دوره گرد اثر جیاکومو پوچینی، در سالن اپرای رجیو امیلیا اجرا کند.

با اجرای این نقش، وی به عنوان خواننده اپرا رسمیت یافت و در سال ۱۹۶۵ در سالن کاونت گاردن لندن بود که توجه خانم جوان ساترلند خواننده سوپرانوی استرالیایی را به خود جلب کرد و این آغازی بود بر فعالیت جهانی او. او به استرالیا رفت و چیزهای زیادی درباره تنظیم صدا و آوازخوانی از او، كه سه سال هم از او كوچكتر بود، یاد گرفت. آن دو در اپراهای زیادی باهم ظاهر شدند؛ از جمله خوابگرداثر وینچنزو بلینی و فریب اثر جوزپه وردی. آن دو همچنین صفحات زیادی را نیز باهم پر کردند.

از سال ۱۹۷۰ پاواروتی حضور گستردهای در سالنهای مشهور سراسر جهان پیدا کرد . گرچه در ابتدا تخصص وی اجرای نقشهای تند و تیز و سبکی چون الوینو در خوابگرد بود ، اما بعدها توانایی اجرای نقشهای سنگین تر مانند ریکاردو در اپرای یک بالماسکهاثر وردیا کاوارادوسی در توسکای پوچینی را پیدا کرد . همچنین وی کنسرتها و نمایشهای بیشماری را از جمله در استادیومهای چندین هزار نفری اجرا کرد. به عنوان مثال اجرای نقش دوک مانتوا از اپرای ریگولتوی وردی با حضور ۲۰۰ هزار نفری مردم در پارک مرکزی نیویورک. او امیدوار بود به این وسیله اپرا را به مردمی که تا کنون چیزی از آن نمیدانستند، بیشتر معرفی کند و آنها را با این سبک موسیقی آشتی دهد.

پاواروتی در گروهی به نام «پاواروتی و دوستان» که در آن خوانندگان مشهور بین المللی پاپ دنیا از جمله برایان آدامز ، آناستازیا ، سلین دیون ، التون جان ، اریک کلاپتون ، انریکو ایگلیسیاز ، ریکی مارتین ، استینگ و بسیاری دیگر ، به او ملحق شده بودند، کنسرتهای خیرخواهانهٔ زیادی جهت کمک به کودکان جنگزده اجرا کرد.

او در سال ۱۹۹۰ همراه با خوزه كارراس و پلاسيدو دومينگو، دو خوانندهٔ تنور اسپانیایی گروهي را تحت عنوان سه تنور تشکیل دادند و در فینال جام جهانی فوتبال یک کنسرت تلوزیونی در رم اجرا کردند که در سال بعد جایزه «گرمی» را از آن خود کرد. این تیم سه نفره محبوبیت زیادی یافت و در مناسبتهای زیادی از جمله مراسم فینال جام جهانی لوس آنجلس در ۱۹۹۴ ، پاریس در ۱۹۹۸ و یوکوهومای ژاپن در ۲۰۰۲ برنامه اجرا کردند. این سه آلبوم از جمله پرفروشترین آثار کلاسیک جهان به شمار میآیند. وی همچنین چندین برنامه نیز با بزرگان پاپ از جمله برایان آدامز خواننده کانادایی، استینگ خواننده انگلیسی و گروه ایرلندی U۲ اجرا کردهاست.

او زندگینامه خود را به نامهاي «پاواروتی: داستان خود من» در سال ۱۹۸۱ و «پاواروتی: دنیای من» در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد.

پاواروتی در ۱۳ مارس ۲۰۰۴ در سالن متروپولین نیویورک با اجرای آخرین برنامهاش رسماً از دنیای اپرا خداحافظی کرد. وی از سال ۲۰۰۶ به خاطر سرطان لوزالمعده تحت درمان بود.

در ساعت ۵ بامداد روز پنجشنبه ، ۶ سپتامبر، لوچیانو پاواروتی در خانه شخصی اش در شهر مودنا، در حالي كه زن و سه دختر بزرگش در كنارش بودند درگذشت.

این درحالی است که پاواروتی سال ۲۰۰۶ به خاطر ابتلای به بیماری سرطان لوزالمعده تحت درمان قرار گرفت و در ماه اوت سال ۲۰۰۷ نیز دوباره برای مدتی در بیمارستان بستری بود.

قرار بود لوچیانو پاواروتی در آخرین هفتهٔ زندگیاش، به پاس گسترش فرهنگ ایتالیایی، جایزهٔ فرهنگ این کشور را دریافت کند.

روز سهشنبه ۳ مهر ۱۳۸۶ مراسم بزرگداشت پاواروتی در تهران برگزار شد. این نخستین بار است که در ایران پس از مرگ یک موسیقیدان معاصر خارجی برای او مراسم بزرگداشت برپا میشود . از برنامههای اجرا شده در این مراسم میتوان به سخنرانی محمد سریر (مدیر خانهٔ موسیقی ایران) ، سخنرانی روبرتو توسکانو (سفیر ایتالیا در ایران)، و امضای دفتر یادبود پاواروتی از طرف شرکت کنندگان اشاره کرد.
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:53 |

سرود زن

(سروده‌ای از لینا روزبه حیدری)

Join Gevo Group 

می‌گویند مرا آفریدند

از استخوان دنده چپ مردی به نام آدم

حوایم نامیدند یعنی زندگی

تا در کنار آدم، یعنی انسان

همراه و هم‌صدا باشم

Join Gevo Group 

می‌گویند

میوه سیب را من خوردم

شاید هم گندم را

و مرا به نزول انسان از بهشت

محکوم می‌نمایند بعد از خوردن گندم

و یا شاید سیب

چشمان‌شان باز گردید

مرا دیدند

مرا در برگ‌ها پیچیدند

مرا پیچیدند در برگ‌ها

تا شاید راه نجاتی را از معصیتم

پیدا کنند

Join Gevo Group 

نسل انسان زاده منست

من، حوا

فریب خورده شیطان

و می‌گویند که درد و زجر انسان هم

زاده منست

زاده حوا

که آنان را از عرش عالی به دهر خاکی فرو‌ افکند

Join Gevo Group 

شاید گناه من باشد

شاید هم از فرشته‌ای از نسل آتش

که صداقت و سادگی مرا

به بازی گرفت و فریبم داد

مثل همه که فریبم می‌دهند

اقرار می‌کنم

دلی پاک

معصومیتی از تبار فرشتگان

و باوری ساده‌تر و صاف‌تر از آب‌های شفاف جوشنده یک چشمه دارم

------------ --------- ------- 

با گذشت قرن‌ها

باز هم آمدم

ابراهیم زادۀ من بود

و اسماعیل پروردۀ من

گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید

گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیحش نامیدند

و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمدش خواندند

------------ --------- ---------

فاطمه من بودم

زلیخای عزیز مصر و دلباخته یوسف هم

من بودم

زن لوط و زن ابولهب و زن نوح

ملکه سبا

من بودم و

فاطمه زهرا هم من

------------ --------- --------- --

گاه بهشت را زیر پایم نهادند و

گاه ناقص‌العقل و نیمی‌ از مرد خطابم نمودند

گاه سنگبارانم نمودند و

گاه به نامم سوگند یاد کرده و در کنار تندیس مقدسم

اشک ریختند

گاه زندانیم کردند و

گاه با آزادی حضورم جنگیدند و

گاه قربانی غرورم نمودند و

گاه بازیچه خواهشهایم کردند

------------ --------- --------- ------

اما حقیقت بودنم را

و نقش عمیق کنده‌کاری شده هستی‌ام را

بر برگ برگ روزگار

هرگز

منکر نخواهند شد

------------ --------- --------- ---

من

مادر نسل انسانم

من

حوایم، زلیخایم، فاطمه‌ام، خدیجه‌ام، مریمم

من

درست همانند رنگین‌کمان

رنگ‌هایی دارم روشن و تیره

و حوا مثل توست ای آدم

اختلاطی از خوب و بد

و خلقتی از خلاقی که مرا

درست همزمان با تو آفرید

 ------------ --------- --------- ----

پس بیاموز تا سجده کنی

درست همانطور که فرشتگان در بهشت

بر من سجده کردند

بیاموز

که من

نه از پهلوی چپت

بلکه

استوار، رسا و همطراز

با تو زاده شدم

بیاموز که من

مادر این دهرم و تو

مثل دیگران

زاده من!



+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:7 |


با درود بر ايرانيان راستين :
در زير نام روزهاي باستاني ايرانشهر را براي شما آورده‌ام!
ايرانيان براي هر روز از 30 روز يك ماه،نام ويژه‌اي داشتند
در آنها بنگريد تا ببينيد اجداد نيك سرشت ما روزهاي خويش
را به چه نامهايي مي شناختند و آغاز مي كردند...بايد بگويم
روزهي هشتم و پانزدهم و بيست و سوم  بنام دي مي باشد كه به
مفهوم آفريدگار است.براي اين كه در شمارش روزها اين 3 روز
از هم باز شناخته شوند آنها را با نام روزهاي پشت سرشان
مي خواندند.پيشكش مي كنم به تمام دوستداران فرهنگ ايران زمين!

1ـ اورمزد:ساده شده اهورمزدا#
2ـ بهمن:انديشه نيك#
3ـ ارديبهشت: بهترين راستي و پاكي#
4ـ شهريور: شهرياري نيرومند#
5ـ سپندارمد: فروتني و مهر پاك#
6ـ خورداد: تندرستي#
7ـ امرداد: بي مرگي و جاودانگي#
8ـ دي بآذر: آفريدگار#
9ـ آذر: آتش،فروغ#
10ـ آبان: آبها،هنگام آب#
11ـ خير«خور»: آفتاب#
12ـ ماه: ماه#
13ـ تير: نام ستاره باران#
14ـ گوش«گئوش»: جهان،زندگي هستي#
15ـ دي بمهر: آفريدگار#


16ـ مهر: دوستي،پيمان#
17ـ سروش: فرمانبرداري#
18ـ رشن: دادگري#
19ـ فروردين: فروهر،نيروي پيشرفت#
20ـ ورهرام: پيروزي#
21ـ رام: رامش،شادماني
22ـ باد: باد#
23ـ دي بدين: آفريدگار#
24ـ دين: بينش دروني#
25ـ ارد«اشي»: خوشبختي،داريي#
26ـ اشتاد: راستي#
27ـ آسمان:آسمان#
28ـ زامياد: زمين#
29ـ مانتره سپند: گفتار پاك#
30ـ انارام: فروغ و روشنايهاي بي پايان#
   

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:16 |

 

اي گرفتار و پاي بند عيال

دگر آسودگي مبند خيال

غم فرزند و نان و جامه و قوت

بازت آرد زسير در ملكوت

سعدی

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 3:47 |
 

توریسم بخش سوم


"استانبول "

 

استانبول يكي از شهر هاي بزرگ و رمانتيك جهان است و چشم انداز آن مملو از گنبد ها و مناره ها است كه در سراسر تنگه بسفر گسترده شده است . تاريخچه اين شهر به زمان بيزانس و كنستانتيپول تا مركزيت آن در امپراطوري عثماني باز مي گرد . امروزه اين شهر قلب فرهنگي تركيه و به نوعي پايتخت آن به شمار مي رود . در اين شهر پراكنده كه پلي بين دو قاره محسوب مي شود مي توانيد در همان خيابان هايي قدم بزنيد كه زماني جنگجويان صليبي و پياده نظام ترك در آن مي تاختند و به تحسين مساجدي بپردازيد كه عظيم ترين مظاهر معماري اسلامي هستند .
دليل اصلي اينكه استانبول شهري محبوب براي همه بوده و در تاريخ جنگ هاي بسياري بر سر آن در گرفته است و جان هاي زيادي به خاطر آن تلف گرديده ،  موقعيت جغرافيايي آن است .
در جنوب اين شهر درياي مرمره و در شمال آن درياي سياه گسترده شده است . ناحيه شرقي آن در آسيا و ناحيه غربي آن در اروپا واقع است . خط آبي مهمي كه استانبول را به دوقسمت تقسيم مي كند تنگه بسفر است . يعني تنها گزينه براي رسيدن به درياي اژه و دريايي مديترانه و بالتبع آب هاي آزاد . استانبول هم نزديك ترين شهر آسيايي به اروپا و هم نزديك ترين شهر اروپايي به آسيا است . آنچه بر اهميت اين شهر مي افزايد بندر بودن آن است .  هزاران سال است كه تمام راه هاي تجاري از اين شهر عبور مي كند .
ويژگي مهم ديگر استانبول اين است كه اين شهر ساختار محافظت شده اي دارد . به خصوص مركز آن كه در حال حاضر به شبه جزيره تاريخي معروف است و هم در امپراتوري بيزانس و هم عثماني به عنوان پايتخت انتخاب شده بود   . اين محل بر روي تپه قرار دارد و دور تا دور آن را سه دريا فراگرفته و تقريبا تسخير ناپذير است .

 اطلاعات عمومي

زمان محلي : 2+
آب و هوا : تركيه داراي 7 منطقه آب و هوايي است . استانبول در ناحيه مرمره واقع شده است  . دماي هوا در ماه هاي ژوئيه و اوت به بالاترين حد ممكن و تا 30 درجه بالا مي رود و در ماه هاي دسامبر و ژانويه در سردترين حالت به 2 درجه مي رسد .
بهترين زمان سال براي بازديد از استانبول ماه هاي آوريل تا ژوئن و سپتامبر تا اكتبر است كه تقريبا ما ه هاي بهار و پاييز به شمار مي روند . در طي اين ماه ها دماي هوا به طور پيوسته معتدل و بين 16 تا 25 درجه در نوسان است و رطوبت نيز چندان آزار دهنده نيست . به علاوه ازدحام جمعيت مانند ماه هاي تابستان سرسام آور نيست .
زبان : تركي
پول رايج : لير جديد تركيه ، YTL

ديدني ها

قلب تاريخي استانبول « سلطان احمد ‌» است كه در ميدان اسب دواني دوران بيزانس و در قديمي ترين ناحيه شهر قرار دارد . براي گردش در شهر بهتر است پياده حركت كنيد چون بيشتر مناطق ديدني شهر فاصله كمي با يكديگر دارند . اگر پياده روي زياد طول كشيد هميشه يك چايخانه براي استراحت در حوالي شما وجود دارد .
اياصوفيه : نام ديگر آن كليساي خرد الهي است . تا قبل از سقوط كنستانتيپل بزرگترين كليساي عالم مسيحيت محسوب مي شد و پس از آن تبديل به مسجد شد . اين عمارت با موزاييك عالي فرش شده است و گنبدي باشكوه و زيبا بر روي آن قرار دارد .
آب انبار سلطنتي : اين بنا كه حدود 336 ستون و سقفي بلند و گنبدي شكل دارد ، يك اثر خارق العاده مربوط به دوران بيزانس است كه عمدتا براي ذخيره آب شهر استفاده مي شده است . تاريكي وهم آور و انعكاس صداي قطرات آب در اين بنا براي همه به خصوص كودكان جذاب و ديدني است .
موزه ها  :
موزه هاي استانبول  بسيار وسيع و مملو از صنايع دستي رومي ، تركي هستند . اين موزه ها عبارتند از موزه شرق كهن ، موزه باستان شناسي ، اتاقك كاشي كاري ، سادبرك هانيم
مساجد :
 بيشتر مساجد استانبول در طول روز براي عموم باز هستند . زمان نماز بين 30 تا 40 دقيقه طول مي كشد . 5 بار در روز برگزار مي شود . بازديد در ظهر جمعه به خاطر مراسم نماز جمعه امكان پذير نيست . زنان نبايد در داخل مساجد با دست و پاي برهنه ظاهر شوند و حتما بايد سر خود را با روسري بپوشانند  . مردها هم نبايد لباس آستين كوتاه و شلوارك پوشيده باشند و پيش از ورود به داخل مسجد بايد كفش ها را از پا در آورند . تعدادي از مساجد ديدني عبارتند از :
- مسجد رستم پاشا : به خاطر معماري و كاشي كاري عالي
- مسجد حميديه ييلديز : به خاطر سبك كاملا بكر و خلاقانه و دكوراسيون داخلي استثنايي
- سوكولو مهمت پاشا
- مسجد آبي : بازديد از اين مسجد هم مانند ساير مساجد استانبول رايگان است و مسجد سلطنتي مهمي محسوب مي شود . اسم اين مسجد به خاطر فضاي داخلي بهت آور آن است كه با كاشي ايزنيك آبي رنگ پوشيده شده است . سلطان احمد با ساخت اين مسجد قصد داشت با دستاوردهاي امپراتوري بيزانس رقابت كند كه تا حدود زيادي هم به اين هدف نزديك شد .
كليساها :
كليساي سنت جرج : مي توان از اين بنا به عنوان واتيكان مذهب ارتودكس نام برد .
كليساي مريم آنا : مهم ترين كليساي آسوريان در استانبول
كليساي سنت ماري : قديمي ترين كليساي استانبول كه هنوز عملياتي است و مورد استفاده قرار مي گيرد .
بازار ها و مراكز خريد :
بازار گالاتاسراي : فروشگاه دائمي و عامه پسند
بازار كادي كوي : سه شنبه ها و پنجشنبه ها برقرار مي شود . بازاري است بسيار بزرگ كه تقريبا تمام محصولات منطقه استانبول در آن يافت مي شود .
بازار اولوس : يكي از مهم ترين بازارهاي شهر كه در واقع پنج شنبه بازار است .
بازار مصري : نام ديگر آن بازار ادويه است . محلي بسيار توريست پسند است و امروزه قيمت محصولات آن به نسبت گران مي باشد .
هنر عثماني :
قصر ابراهيم پاشا : اين قصر كه تبديل به موزه قوم شناسي شده است نمونه اي از محل سكونت عثماني ها در قرن شانزدهم است .
قصر دلمه باغچه : يكي از دیدنیهای استانبول كه هنوز هم قسمت عمده اي از اثاثيه اوليه خود ( مربوط به قرن 19 ) و باغ هاي زيبايش در ساحل بسفر را حفظ كرده است .
قصر ييلديز : اقامتگاه آخرين پادشاه عثماني با بسياري از متعلقات و پاركي بزرگ مجهز به كوشك ها و مهتابي هاي مختلف كه به نوعي مظهر زيبايي از معماري عثماني در قرن 19 است .
قصر توپگاپي : قصر قديمي توپگاپي مجموعه زيبايي را در خود جاي داده است و معماري ساده و در عين حال جالب توجهي را ارايه مي دهد . بازديد از قصر توپگاپي به علت وسعت آن تقريبا نيمي از روز طول مي كشد . اگر صبح زود بازديد خود را شروع كنيد مي توانيد از شلوغي و ازدحام در امان باشيد . جاهايي كه حتما بايد از آن ديدن كنيد عبارتند از : اتاق شوراي سلطنتي ، خزانه سلطنتي ، اتاق هاي امانت مقدس ، كوشك بغداد ، برج عدالت و حرم .

استانبول داراي شبكه حمل و نقل ارزان و راحت است . ترمينال اصلي اتوبوس بين المللي استانبول يا خيلي ساده تر بگوييم اتوگار در 10 كيلومتري غرب سلطان احمد و در اسنلر واقع است . در استانبول هم اتوبوس هاي شخصي و هم اتوبوس هاي شهري فعاليت دارند .  ترن هاي حومه كمي فرسوده اما در عين حال قابل اطمينان و ارزان هستند . استانبول داراي ناوگان وسيعي از تاكسي هاي زردرنگ است . كرايه خودرو نيز كار آساني است كه البته يافتن مسير از ميان ترافيك سرسام آور كار بسيار دشواري است  و بهتر است از آن براي بازديدهاي خارج از شهر استفاده كنيد .
مترو : استانبول يكي از اولين شهرهايي است كه به احداث مترو پرداخت و مسيري كوتاه بين كاراكوي و بي اوغلو تاسيس كرد .  با اين حال متروي استانبول آن گونه كه شروع شد گسترش نيافت و امروزه فقط يك مسير كوتاه و شبكه تراموا وجود دارد .
اتوبوس : اتوبوس هاي شهري تقريبا به تمام نقاط شهر سر مي كشند . شماره اتوبوس ها با حروف پر رنگ نمايش داده شده است . جدول زمانبندي و ساير اطلاعات مسيرها را مي توانيد در ايستگاه هاي اتوبوس بياييد .

***


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 4:41 |

 


سلام دوستان

از امروز تصمیم گرفتم اطلاعاتی را در مورد شهرهای دیدنی جهان و جاذبه های توریستی آنها

برایتان بنویسم امیدوارم که این مطالب مورد پسند و استفاده شما واقع شود چون از قدیم هم

گفتند وصف العیش نصف العیش .........


قسمت اول  :      دوبی

   

 


دوبي كه تا چند سال قبل شهر كوچكي شامل مجموعه اي از خانه ها و ساختمان هاي پراكنده ، در امتداد يك نهر مابين شنزارهاي لم يزرع و آب هاي خليج فارس بود ، اكنون به يك مركز مهم تجارت بين الملل و نيز مركز پرطرفدار و خوشنام توريستي – تفريحي تبديل شده است.
دوبي شهري است داراي تضادهاي چشم نواز كه در آن ، معماري مدرن و چشمگير آسمانخراش هاي سربه فلك كشيده و ويلاهاي حومه شهر با خانه هاي عربي سنتي در كنار يكديگر قرار گرفته اند . صحراهاي پهناور اكنون جاي خود را به پارك هاي سبز ، باغ هاي عمومي و نيز چهار زمين گلف در سطح كلاس جهاني داده است.
دوبي يكي از موفق ترين كانون ها و ترمينال هاي تجاري منطقه است كه تسهيلات مهمي نظير بانكداري ، ارتباطات ، ترمينال هاي بسيار پيشرفته حمل كانتينر ، فرودگاه ، بنادر ، مناطق آزاد تجاري و از اين قبيل را ارائه مي دهد .
شما مي توانيد جهت تفريح بين گلف ، غواصي با ماسك اكسيژن ، صحرانوردي و مسابقات اسب سواري يا خريد از بازارچه ها ، و لذت بردن از نوش جان كردن انواع غذاهاي سراسر دنيا ، هركدام را كه علاقه منديد انتخاب كنيد .
در دوبي آداب و سنن عرب با زندگي مدرن امروزي عجين شده است . اين امر سبب فراهم شدن جذابيت هاي متنوع و بي شماري است آنچنان كه بازديدكنندگان چيزي متفاوت را تجربه خواهند كرد. اين آميزه مسحوركننده از بافت مدرن و كهن ، فاكتوري كليدي در زمينه پيشرفت صنعت توريسم در دوبي به شمار مي آيد  .

اطلاعات عمومي

دبي در ساحل جنوبي خليج فارس ودر شمال شرقي امارات متحده عربي واقع شده است .
زمان محلي:  4+ GMT
آب و هوا: دوبي داراي آب و هوايي نيمه استوايي خشك مي باشد و بارش باران در آن خيلي نادر است. داغ ترين ماه هاي سال بين ژوئن و سپتامبر است كه دما در طول روز تا سقف 45 درجه  مي رسد و ميزان رطوبت نيز بسيار بالاست . دماي اقيانوس مي تواند در داغ ترين روزهاي تابستان به 37 درجه برسد . آب استخرهاي هتل هاي دوبي در تابستان ها خنك و در زمستان گرم و مطبوع نگه داشته مي شوند . ماه هاي اكتبر ، نوامبر و آوريل داراي دماي معتدل تري بين 30 تا 35 درجه مي باشد. اما بهترين زمان از دسامبر تا مارس است كه متوسط دماي هوا 24 درجه است .
زبان  : عربي( زبان رسمي ) ، انگليسي ، اردو و فارسي
پول رايج : درهم (Dh)


                                               

 

........دیدنیها  .......

 

 

 

از آنجا كه مناطق ديدني شهر دوبي همچون ديره  و  ساحل جميره  از يكديگر فاصله دارند ، امكان سير و سياحت اين مناطق با پاي پياده ميسر نيست . ديدني هاي شهر دوبي عمدتا در مركز شهر بين  ديره  و  بردوبي در جوار  نهر دوبي به دو بخش تقسيم شده اند . منطقه  ديره واقع در ساحل دست راستي آبراه ، قلب تجاري و اقتصادي شهر بوده و نيز بهترين منطقه جهت خريد كردن مي باشد . جالب ترين بخش هاي اين منطقه بازارچه هاي بي شمار آن است ازجمله مي توان به بازارچه ادويه ، بازارچه قديمي ديره و بازارچه سرپوشيده دوبي اشاره كرد.
ديره همچنين رويايي ترين قسمت دوبي جهت قدم زدن و پرسه زدن ، با درك احساس واقعي از فعاليت پركار مشاغل و خيابان هاي بي سرو ته كه با نظم و ترتيب و آرامش قسمت عمده شهر در تضاد شديدي هستند مي باشد . ضمنا منطقه تاريخي  بردوبي فضاي خلوت تري داشته و جايگاه بسياري از فعاليت هاي توريستي از جمله موزه دوبي ، مسجد جامع و منزل شيخ سعيد آل مكتوم است .
  نهر دوبي به خودي خود يك جذابيت محسوب مي شود . توريست ها و بازديدكنندگان مي توانند در طول آن با قايق هاي سنتي سيرو سياحت كنند و يا فقط در سواحل آن در گردشگاه ها ي ساحلي در سمت  بردوبي به قدم زدن بپردازند . از اين ناحيه ، مناظر زيبايي از خط افق در آن طرف نهر هويداست . امتداد از دهانه نهر دوبي به سمت غرب ، ساحل جميره  نام دارد كه فقط يك ساحل معمولي نيست بلكه باريكه وسيع و ممتد از شن هاي لب ساحل در خليج فارس است كه داراي آب هايي با دماي گرم و مطبوع است  . اين روزها قسمت اعظم اين ساحل به تملك قانوني زنجيره رو به افزايش هتل هاي مجلل و لوكس كنار ساحلي درآمده است . از ساير جذابيت هاي سنتي تر ميتوان به مسجد جميره كه هم از نظر اهالي و هم از نظر توريست ها به عنوان مسحور كننده ترين مسجد دوبي به حساب مي آيد نام برد . يكي ديگر از جاذبه هاي جديدي كه بازديدكنندگان مي توانند در ساحل جميره مشاهده كنند جزاير دوقلوي  نخل مي باشد كه به زودي كانون جلب نظر شهر دوبي خواهد شد .
به دور از شهر، ماجراهاي بيشتري در صحراها و كوهستان ها در انتظار شماست . تورهاي سفري جيپ سواري در وادي و صحرا و كوهستان  هر روز محبوبيت بيشتري پيدا مي كنند .
تورهاي سياحتي ديگر نيز در اميرنشين هاي همسايه و نيز عمان امكان پذير مي باشد .
در طول ماه مبارك رمضان، از طلوع آفتاب تا غروب آن ، خوردن  نوشيدن و سيگار كشيدن در معابر عمومي ممنوع مي باشد .
فستيوال خريد دوبي :  هرساله در امارات فعاليت هاي متنوعي به خصوص در مراكز خريد صورت مي گيرد كه مشتريان مي توانند ماشين هاي لوكس و يا شمش هاي طلا را در قرعه كشي اين مراكز برنده شوند .
در تابستان در دوبي كه فصل كم مشتري شهر دوبي است ، يك سري رخدادهاي تجاري ، فرهنگي و تفريحي جهت جذب بازديدكنندگان برپا مي گردد.
نمايش هوايي دوبي يكي از بزرگترين در نوع خود در جهان است كه هر دوسال يكبار در ماه نوامبر برگزار مي شود .

جذابيت هاي كليدي

Bastakiya : در زمان قبل از الكتريسيته و تهويه مطبوع ، نهر دوبي توسط برج هاي باد بسياري خط كشي شده بود تا خانه هاي اهالي را خنك نگه دارد . ناحيه Bastakiya نگاهي به زمان گذشته است كه خانه هاي حياط دار سنتي مزين به اين برج هاي باد بودند . منطقه Bastakiya اكنون جهت نوسازي هاي اساسي بسته است تا با ايجاد تسهيلات رفاهي براي بازديدكنندگان اين مكان را به يك دهكده توريستي مبدل سازد .
منزل شيخ سعيدالمكتوم: خانه شيخ سعيدالمكتوم يكي از قديمي ترين خانه هاي اين شهر با معماري سنتي منحصربه فرد خودش است . اين بنا كه در سال 1896 با ماسه سنگي ساخته شده است نمائي روبه دريا دارد ، هرچند به واسطه توسعه شهري مقداري از اين ديد روبه دريا محدود شده است . يكي از حاكمان دوبي در زمان هاي گذشته از اين خانه جهت رصد تجارت ورودي و خروجي كشور استفاده مي كرده است . اين خانه در سال 1986 به صورت موزه بازگشايي شد كه توسعه دوبي در سال هاي دهه 1940 تا اواخر دهه 1960 را نيز به نمايش گذاشته است .

مسجد جميره: مسجد جميره يكي از ساختمان هاي شهر است كه بيشترين عكس از آن گرفته شده و مثالي تاثيرگذار از معماري اسلامي مدرن مي باشد . اين مسجد قديمي با دو مناره اش از سنگ ساخته شده اند . اين بنا به خصوص طي ساعت هاي شب به علت نورپردازي خاص و هوشمندانه جذابيتي دوچندان و تاثير دراماتيك افزون تري پيدا مي كند . افراد غيرمسلمان مجاز به وارد شدن به اين مسجد نيستند مگرآنكه به همراه تور از قبل هماهنگ شده باشد .
مسجد جامع: اين مسجد كه در سال 1998 بازسازي شده است به داشتن بلندترين مناره شهر به ارتفاع 70 متر به خود مي بالد . مسجد جامع كه در سمت  بردوبي نزديك به ساختمان حكومتي قرار دارد  داراي  گنبد بزرگ و 45 گنبد كوچك است . اين عمارت مذهبي عظيم مي تواند تا حدود 1200 نمازگزار را در خود جاي دهد .
آدرس: خيابان علي ابن ابيطالب
بازارچه ها: بازارچه ها، يا فروشگاه هاي سنتي يكي از بزرگ ترين جذابيت هاي دوبي هستند . آنها در دو طرف نهر واقع شده اند كه البته سمت  ديره جذاب تر است . برجسته ترين آنها بازار رنگارنگ ادويه است كه با رايحه غريب و كم نظيري پر شده و اهالي با هياهو و ازدحام در جستجوي داد وستد خويش هستند . پياده روي و پرسه زدن اطراف اين بازارچه ها راه خوبي براي بازديدكنندگان است تا با طرز زندگي در دوبي ، قبل از اكتشاف نفت در آن بهتر و ملموس تر آشنا شوند .
شهر بچه ها: شهر بچه ها كه در پارك creekside دوبي واقع است با هدف محقق نمودن يك خواستگاه بزرگ جهت نوجوانان محلي و سراسر جهان در مارس سال 2002 افتتاح شد . وسعت 7700 مترمربعي اين مكان ، محيطي مناسب جهت كشاندن افكار نوجوانان به سفري اكتشافي در بدن انسان، علوم و فضا با كمك ايجاد ناحيه هاي متفاوت بوجود آورده است. اين پارك با داشتن زمينه فعاليت هاي عملي بسيار حتي متوقع ترين كودكان را مشغول و سرگرم نگه مي دارد و به هيچ عنوان شباهتي به يك موزه كسل كننده قديمي ندارد . تمام فعاليت ها و نمايشگاه هاي اين پارك هم به زبان عربي و هم انگليسي مي باشد .

موزه دوبي: قلعه الفهيدي ، ساختماني كه موزه دوبي را در خود جاي داده است، به خودي خود يك جاذبه توريستي است . اين قلعه باستاني كه قدمت آن به سال 1799 برمي گردد ، در سال 1970 به صورت موزه درآمد . اين موزه گستره اي از سلاح هاي قديمي و لباس ها و ابزار صيد مرواريد تا طيف تحسين برانگيزي از اشيا دست ساز نظامي را به نمايش مي گذارد . برخي از جالب ترين اشيا آن هايي هستند كه از گورهاي القوسيس متعلق به 3000 تا4000 سال پيش كشف شده اند.
دهكده موروثي: دهكده موروثي، كوششي در جهت ساختن برخي جلوه هاي سنتي و محلي در ميان چشم انداز پيشرفت سريع دوبي در قرن 21 مي باشد . تاكيد بر بازسازي زندگي عرب باديه نشين، با لباس هاي سنتي و محلي است كه هنرهاي اصيل دستي، موزيك و رقص را به نمايش بگذارد . صنايع دستي محلي همچنين براي خريداري بازديدكنندگان در دسترس هستند . همچنين بخش كوچكي از اين منطقه، براي كودكان ترتيب يافته است تا بازديدكنندگان جوان تر را سرگرم و مشغول نگه دارد.
 سفر صحرايي: سفرهاي كوتاه به صحرا مي تواند راهي بزرگ در جهت كشف عرصه هاي شنزار باشد . تورهاي سفري عموما نصف روزه هستند و مي توانند شامل گذاردن شبي در خيمه هاي عربي نيز باشد. "يورش صحرايي"، تفريح مشترك ساكنين محلي و توريست ها مي تواند هرآنچه به وادي يا بسترهاي خشك جويبارهايي كه پس از بارش هاي زمستاني از كوهستان هاي" حجر" جاري مي شوند ، را آشكار سازد . وادي هاي بسياري هستند كه مناظري از زيبايي غيرمنتظره مانند استخرهاي جذاب طبيعي در دل صخره ها، كه توسط چمنزارها احاطه شده اند را ارائه مي دهند .
رانندگي در شنزار تفريحي مهيج است . اين تفريح به خودي خود يك ماجراجويي است كه هيجان رانندگي رولر كاستر را با مبارزه طلبي شن هاي روان بر روي سطح مواج و متزلزل صحرا تلفيق مي سازد .

 

حمل و نقل عمومي

اتوبوس:   سيستم حمل و نقل اتوبوس راني در اميرنشين دوبي توسط شهرداري دوبي اداره مي شود . 411 برنامه اتوبوسراني در 62 مسير با مسافتي بالغ بر 168000 كيلومتر در يك روز كاري انجام مي پذيرد. گنجايش سرويس دهي در جمعه ها و تعطيلات عمومي به نسبت نياز مسافر تنظيم و ارائه مي شود . روزانه حدود 230000 مسافر با اين سيستم جابجا مي شوند . مسيرهاي اتوبوس تمام مساحت 3885 كيلومتر مربعي شهر دوبي را پوشش مي دهند .
ناوگان اتوبوسراني از تجهيزات كيفيت بالاي اتوبوس با صندلي هاي منحصر به فرد، تهويه مطبوع ، صفحه نمايشگر الكترونيكي مقصد و تجهيزات كامپيوتري كرايه برخورداراست . اغلب اتوبوس ها داراي ظرفيت 51 مسافر نشسته و 10 مسافر ايستاده هستند . البته اتوبوس هايي با ظرفيت كمتر براي مسيرهاي CBD نيز انجام وظيفه مي كنند.
تاكسي: عموما استفاده از تاكسي هاي شركت حمل و نقل دوبي يا شركت تاكسيراني خصوصي ، هم امن تر و هم اقتصادي تر است.

 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 4:31 |

 

 

   

روز جهانی زن در بسیاری از کشورهای جهان در هشتم مارس برگزار می‌شود.

  • در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.
  • سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، بمناسبت پنجاهمین سالگشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.
  • ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان" مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت «روز زن» برگزار شود.
  • در سال ۱۹۱۰، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن" پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد.
  • بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را برسمیت شناخت.
  • ۱۹ مارس ۱۹۱۱ خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به لرزه در آمد. شمار زنان تظاهر کننده در اتریش به ۳۰ هزار نفر می‌‌رسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.
  • سال ۱۹۱۳ "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به‌عنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «۸ مارس» را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند.
  • در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد.
  • در سال ۱۹۱۷ تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارس ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد.
  • سال ۱۹۲۱، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز ۸ مارس به‌عنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته هایشان فرا خواند.
  • از اواسط دهه ۱۹۳۰، دنیا یک بار دیگر بسوی جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند، غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس ۱۹۳۶، زنان در برلین تظاهرات کردند. در همان روز، اسپانیای فاشیست شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. ۳۰ هزار زن کمونیست و جمهوریخواه، شعار "آزادی و صلح" سر دادند.
  • در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهایی‌بخش در کشورهای چندی درگرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سال‌ها، عمدتاً دولت‌ها و تشکیلات مترقی و انقلابی در بر پایی «روز جهانی زن» می‌کوشیدند.
  • در دهه ۱۹۶۰، در کشورهای آسیا و افریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی‌بخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود و جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت.
  • در سال ۱۹۷۵ سازمان ملل هشتم مارس را به‌عنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخت.
  • بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰، با توسعه سرمایه‌داری به کشورهای عقب مانده، بخش‌های بزرگ‌تری از زنان درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد.

 

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 19:53 |

 

رئيس آكادمي اسكار به تهران آمد

 

آنت بنينگ، سيدگانيس و فرانك پيرسون از اعضاي گروه 9 نفره يي هستند كه از پنجشنبه در تهران به سر مي برند.

در يك اتفاق غافلگيركننده، شماري از بانفوذترين چهره هاي آكادمي اسكار و صنعت فيلم هاليوود پنجشنبه شب گذشته وارد تهران شدند. حضور چهره هايي مثل سيد گانيس رئيس آكادمي اسكار، آنت بنينگ همسر وارن بيتي و بازيگر مشهور امريكايي و همين طور چهره هايي مثل فرانك پيرسون (فيلمنامه نويس بعدازظهر سگي و لوك خوش دست) و تام پولاك (رئيس كمپاني يونيورسال) از اعضاي اين هيات 9 نفره بلندپايه هستند كه يك هفته در تهران اقامت خواهند داشت. اعضاي هيات رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي اسكار پنجشنبه شب وارد ايران شدند تا در دوره يي براي سينماگران ايراني كارگاه هاي آموزشي برپا كنند. حضور اعضاي آكادمي غيردولتي اسكار در ايران به دعوت خانه سينما، نهاد غيردولتي ايراني، صورت گرفته است. دعوت و هماهنگي براي برپايي كارگاه هاي آموزشي توسط اين نهاد مدني امريكا از چهار ماه پيش توسط خانه سينما صورت گرفته بود. با پذيرش اين دعوت از سوي «اسكار» اعضاي اين آكادمي از فردا يكشنبه در موزه سينما و خانه سينما كارگاه هاي آموزشي خود را براي سينماگران ايران برگزار خواهند كرد. حضور بي سابقه سينمايي هاي معتبر دنيا در ايران آن هم به دعوت نهادي مدني و غيردولتي در حالي صورت مي گيرد كه پيش از اين امريكايي ها از 12 نفر از مستندسازهاي ايران براي حضور در امريكا دعوت كرده بودند كه البته با پاسخ منفي چهار نفر از آنها روبه رو شد. پيشتر نيز چند تن از هنرمندان تجسمي ايران به دعوت امريكا در آن كشور حضور يافتند. از سوي ديگر اين تبادل صنفي نهادهاي مدني ايران و امريكا و حضور افرادي چون سيدگانيس رئيس آكادمي علوم و فنون سينمايي «اسكار» در ايران در آغازين روزهاي رياست جمهوري باراك اوباما در امريكا و واپسين روزهاي رياست جمهوري محمود احمدي نژاد در دولت نهم شكل گرفته است كه البته خشنودي برخي سينماگران ايران را در پي داشته است. اعضاي آكادمي «اسكار» صبح امروز با هيات مديره خانه سينما ديداري خواهند داشت و پس از آن در ضيافت ناهار جمعي از سينماگران و كارگردانان ايراني را ملاقات خواهند كرد. گفته مي شود كارگردان هايي چون مجيد مجيدي، ابراهيم حاتمي كيا و... در اين ديدار حضور خواهند داشت. هدف اصلي حضور اسكاري ها در ايران به گفته محمدمهدي عسگرپور مديرعامل خانه سينما، برپايي كارگاه هاي آموزشي است. آنها از روز يكشنبه پنج كارگاه تخصصي با موضوع هاي «بازيگري»، «مستندسازي»، «فيلمنامه نويسي و كارگرداني»، «تهيه و توليد» و «بازاريابي و توزيع و پخش» برگزار خواهند كرد. برنامه بعدي گروه اسكاري دعوت شده به ايران بازديد از امكانات تلويزيوني ايران در دانشكده صدا و سيما است. آنها در بازديد بعدي سراغ پشت صحنه يكي از سريال هاي تاريخي تلويزيوني مي روند. خانه سينما البته بازديد از دو شهر اصفهان و شيراز را نيز در برنامه سفر اعضاي آكادمي اسكار گذاشته است. نشست مطبوعاتي و رسانه يي ميهمانان خانه سينما در هفدهم اسفند پايان بخش سفر اسكاري ها به ايران است. به نظر مي رسد حضور اين هيات سينمايي فرصتي باشد براي نماياندن چهره واقعي ايران و مقابله با موج فيلم هاي ضدايراني كه طي چند سال گذشته در هاليوود ساخته شده و اكثراً سعي در نماياندن چهره يي جنگ طلب از ايران دارند كه نمونه آخر آنها فيلم هايي مثل كشتي گير يا سريال 24 (فصل دوم) بوده اند. بي شك اين چهره هاي معتبر سينمايي مي توانند حاملان تصاوير جديد، واقعي و بانشاطي از ايران امروز باشند. به نام هاي اين مردان سينماي امريكا و جهان نگاه كنيد. آنها بزرگ و مهم هستند؛

سيد گانيس؛ رئيس آكادمي علوم و فنون سينمايي از سال 2005 تاكنون و تهيه كننده فيلم هايي نظير، باباي گنده(1999)، آقاي ديدز(2002)، استاد تغيير چهره(2002)، آكيلا و زنبور (2006).

آنت بنينگ؛ عضو هيات رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي و بازيگر فيلم هاي ولمونت (1989)، كارت پستال هايي از لبه (1990)، جيب برها (1990)، متهم به جرم (1991)، درباره هري (1991)، باگزي (1992)، ريچارد سوم (1995)، مريخ حمله مي كند (1996)، در روياها (1999)، زيبايي امريكايي(1999)، جوليا بودن (2004)، زنان (2008).

ويليام هوربرگ؛ از اعضاي هيات رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي، تهيه كننده مستقل و از توليدكنندگان فيلم هاي آقاي ريپلي با استعداد (1999)، امريكايي آرام (2002)، كوهستان سرد(2003) بادبادك باز (2007).

فرانك پيرسون؛ عضو هيات رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي، نويسنده فيلمنامه هاي بالو(1965)، لوك خوش دست (1967)، بعدازظهر سگي(1975).

جيمز لانگلي؛ مستندساز و سازنده مستندهاي تصوير پسري با سگ (م1994)، غزه (2001)، عراق تكه تكه (2002)، مادر ساري(2006).

فيل رابينسون؛ عضو هيات رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي، نويسنده و كارگردان فيلم هاي تمام من (1984)، سرحال (1987)، سرزمين روياها (1989).

آلفر وودارد؛ بازيگر فيلم هاي نام مرا به خاطر بسپار(1978)، سلامتي (1980)، شهر متقاطع(1983)، پايين رودخانه(1998)، عشق و بسكتبال(2000).

آلن هرينگتون؛ مدير اجرايي نمايشگاه ها و رويدادهاي ويژه آكادمي علوم و فنون سينمايي و از موسسان برنامه آموزش رسانه يي آكادمي.

تام پولاك؛ تهيه كننده و رئيس موسسه يونيورسال پيكچرز كه در مدت تصدي اش بيش از 200 فيلم در آن موسسه ساخته شد كه در ميان آنها مي توان به فيلم هاي پارك ژوراسيك(1993)، متولد چهارم ژوئيه (1989)، به نام پدر(1993)، آپولو13 (1995) اشاره كرد.

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 1:0 |

 

برداشت هاي سياسي فايننشال تايمز از سريال يوسف

روزنامه فايننشال تايمز انگليس با انتشار گزارشي در خصوص سريال يوسف (ع)، ساخته فرج الله سلحشور، اين سريال را حامل پيام هاي سياسي دانست.

به گزارش عصر ايران اين روزنامه نوشت: "سريال حضرت يوسف داستان پيامبري بي باك و جسور را نقل مي كند كه جزئيات زندگي جذاب وي در كتاب قرآن روايت شده است."

با اين حال تنها ظاهر يوسف (ع) و داستان درام زندگي او نيست كه بينندگان را جذب خود كرده است بلكه بسياري از مخاطبان اين سريال را حامل يك پيام سياسي مي دانند و هدف آن را مقايسه يوزارسيف با محمود احمدي نژاد ارزيابي مي كنند؛ رئيس جمهوري كه انتظار مي رود در پي پيروزي مجدد در انتخابات ماه ژوئن (خردادماه) باشد.

در قسمت هاي اخير سريال يوسف نبي شاهد آن هستيم كه حضرت يوسف (ع) به مناطق دوردست مصر سفر مي كند، با فقرا ديدار مي كند و در تلاش است كه مشكلات آنها را حل كند. در جايي از سريال پيامبر الهي مي گويد اين بهترين راه براي اداره يك كشور است.

به نوشته فايننشال تايمز اين صحنه ها، سفرهاي استاني رئيس جمهور ايران در طول سه سال گذشته را به ياد بينندگان مي آورد، سفرهايي كه احمدي نژاد طي آن خيل عظيمي از مردم را جذب خود كرد و ميليون ها دلار براي پروژه هاي زيربنايي پيشنهاد داد. در عين حال اين سفرها به بخش مهمي از استراتژي احمدي نژاد براي جذب مردم تبديل شده است.

يوزارسيف در اين سريال قرباني حسادت برادران خود شد كه تلاش كردند وي را با انداختن به چاه به قتل برسانند. يوسف (ع) كه توسط رهگذران از چاه نجات يافت به عنوان يك برده به مصر برده شد و در آنجا او توجه پادشاه مصر را به خود جلب كرد و به مقام رفيعي در كاخ پادشاه رسيد.

برخي تحليل گران در تهران مي گويند: اين سريال تعمداً درصدد تبليغ محمود احمدي نژاد و همذات پنداري با راه و رسم رياست جمهوري اوست.

يوسف (ع) از حمايت كامل مقامات ارشد برخوردار است همچنانكه احمدي نژاد حمايت مقامات عالي ايران را پشت سر خود مي بيند.

در اين سريال توطئه گر اصلي عليه پيامبر يك شخص بلندپايه مذهبي در دستگاه حاكمه است كه ثروت و قدرت او توسط پيامبر خدا به چالش كشيده مي شود حال آنكه در ايران امروز نيز برخي روحانيون از مخالفان سياست هاي احمدي نژاد محسوب مي شوند.

به رغم اين برداشت ها، فرج الله سلحشور كارگردان اين سريال تاكيد مي كند كه فيلمنامه وي چند سال قبل از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري در سال 2005 نوشته شده است. در عين حال وي مي گويد از اينكه مردم اين ارتباط و مقايسه ها را به عمل مي آورند خوشنود است.

فايننشال تايمز مي نويسد: "هدف سريال يوسف نبي هرچه باشد مشكل بتوان ارزيابي كرد كه آيا اين سريال تاثير سياسي بر روي ايرانيان عادي دارد يا خير، مردمي كه شايد از تماشاي سريال لذت ببرند اما همزمان بايد با مشكلات فزاينده اقتصادي دست و پنجه نرم كنند."

در پايان اين گزارش به نقل از مصطفي درايتي، يك روحاني اصلاح طلب به تورم اشاره شده و آمده است: "چنين برداشتي هايي كه سريال يوسف نبي را با وضعيت امروز ايران مقايسه مي كند مي تواند در زماني كه قيمت كالاها در حال افزايش است تاثير معكوسي بر روي مردم داشته باشد."

+ نوشته شده توسط دکتر رویا پورقربان در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 21:50 |